|
خوندغ کیست؟
در زمانهای که هنوز صنعت چاپ عمومیت نیافته بود و مردم با کارت و کارت دعوت زیاد میانه ایی نداشتند. هنگامی که دو جوان دلباخته قصد وصال داشتند و بعد از اینکه خود پنهانی و دور از چشم بزرگترها حرفهایشان را با هم می زدند و مسایلی را برای یکدیگر روشن می ساختند .
پدر یا مادر که عمدتا مادران را در جریان کار قرار میدادند , و مادر هم که از شنیدن خبر مربوط به خانه بخت رفتن دخترش و یا داماد شدن پسرش طبعا خوشحال میشد , شب هنگام این خبر را به پدر دختر یا پسرش میداد و از او میخواست که هر چند زودتر در این رابطه کاری کند و به قول معروف برای کار خیر پیشقدم شود.
خلاصه بعد از مهیا شدن مراحل اولیه و در صورت مواققت پدر و یا مادر ( که ا لبته مخالفت مادرها کمتر صورت می گرفت و در صورت ممکن هم زیاد پردوام نبود) و مشخص کردن روز موعود یعنی روز عروسی معمولا مادر عروس و داماد یک یا دو روز قبل از تاریخ تعیین شده چند تن از زنهای اقوام و آشنا را مامور مطلع ساختن همسایه ها و اقوام از تاریخ عروسی و فرا خواندن آنان به ٬٫حیش٬٫ می کردند.
این بانوان که خود را در آن روز با لباسهای زیبا و رنگ و ارنگ بندری آراسته و بخود عطر و ادکلن های گوناگون زده اند همگی به سرپرستی یکنفر که پخته تر است به در خانه های که از قبل توسط مادر عروس یا داماد تعیین شده روانه میشدند و با زدن " کیکنگ " خبر از روز گرد همایی میدادند و به وکالت از طرف صاحبان "حیش " صاحبخانه ها را دعوت به شرکت در حیش صرف شربت و شیرینی ویا شام و نهار می کردند.
به این بانوان در فرهنگ بومی هرمزگان خوندغ گویند. نا گفته نماند که تا آخر حیش که معمولا سه شبانه روز طول میکشید , خوندغ ها در کار های مختلف مربوط حیش شرکت فعالانه داشتند و در واقع گردانندگان حیش بودند. "مشدی غلم مواظب قلیون بش"
نویسنده مقاله: " مش کلثوم"
حیش= عروسی
کیکنگ= کل
بلوگی هست به اسم خندغ شاید آنجا اطلاعات جامع تری کسب کنید. |